مدح و ولادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
خـورشـیدی و مـیان قـمـرها نشاندنت مهـتـابی و به چـشم سحـرها نشاندنت نـام تـو مـیبـرم جـگـرم داغ میشـود تو آتـشی به روی جـگـرها نـشانـدنت جانِ حسین جانِ عـلی جانِ مـصطـفی تو جانی و به قـلـبِ پـدرهـا نـشانـدنت حک کردهاند نام تو را فـاتـحـانِ رزم حکـاکها به تـیـغ و سپـرها نشانـدنت هرجا که رد شدی همهاش سجدهگاه شد هر جا که آمـدی روی سرها نشاندنت ای چـشم روشـنیِ عـلی چـشمِ فـاطـمه تو نـوری و مـیـان نـظـرها نـشانـدنت گـفـتند یا علی و خدا جان درست کرد اصلا نجف برای تو ایوان درست کرد ای از هـمـه به مـعـنیِ اکـبـر شبـیهتر از هـرچه گـفـتـهام به پیـمـبر شبـیهتر ای شیوۀ کـریمی تو مجـتـبی سـرشت ای برکتت به حضرت کـوثـر شبیهتر الله اکـبــر از رجــزِ مــرتــضـایـیات ای ضربهات به ضربۀ حـیدر شبیهتر شمشیر کش به هیبت مولا که میشوی از هـرکـسـی به دیـدۀ قـنـبـر شـبـیهتر بـا دسـتـمـال زردِ نــبــردِ عــلـی بـیــا ای جنگِ تو به صحنۀ محشر شبیهتر طوری به روی دست تکاندی سپاه را بـاشـد به کـنـدن درِ خـیـبـر شـبـیـهتـر انگار کعـبه خورده تَـرَک حـیدر آمده یعـنی عـلـی به شکـل عـلی اکبر آمده جـانم به دسـتهـای گـدایـان گـرفـتنت با زُلفِ خویش جمع پریشان گرفـتنت قبل از مـدیـنه خـانۀ تو دیـده میشـود ای جانِ من به شـیوۀ مهـمان گرفتنت وقت اذان ملاحظه کن که بعـید نیست از هر صفی علی دو سه قربان گرفتنت وقـت اذان مـقـابـل بـابـا خـدات گفت: قربـان از حـسین چـنین جان گرفـتنت برگشتهای به خیمه ببوسی لبِ حـسین قربانِ بوسه از لب سـوزان گـرفـتـنت این بیت را برای عـمـویت نـوشـتـهام جـانـم فـدای مَشک به دنـدان گرفـتنت لیلا که مُرد با لب پُر خون صدا زدی آمد دلت که پیـش پدر دست و پا زدی |